فرهنگی و اجتماعی

فرهنگ سربار نیست

علی مطهری، نایب رئیس مجلس از کاهش بودجه فرهنگی کشور خبر داد و گفت بودجه پیش نهادی برای بخش فرهنگ در لایحه بودجه سال آینده از ۳-۴ درصد به ۰.۶ درصد بودجه عمومی کاهش یافته است.

بحث سر و ته زدن که می آید همیشه پای فرهنگ در میان است از آن جایی که فرهنگ فرآیندی تولید آنی نیست بسیاری از مدیران ما تاب و توان ایستادن تا باروری فرهنگ را ندارند و انگار نافش را با سربار ساخت بریده اند.

در دولت نهم و دهم اجرای اصل ۴۴ و خصوصی سازی توان فنی فرهنگ و هنر را گرفت و بدون جوانه تازه تاب تن به هرس اجباری را ندارد.

بسیاری از انجمن های هنری شهرستان که بقایشان مرهون فعالیت در مجتمع های فرهنگی بود تعطیل یا به کور سوی نور بسنده کرده اند، و ناچار یا به سمت تفکر گیشه و عامه پسند رفتند یا عطایش را به لقایش بخشیدند.

می گویند هرگونه هزینه در بخش فرهنگ، نوعی سرمایه گذاری بلند مدت محسوب می شود که با این سیاست بیشتر به سمت حفظ بازده حقوق هیأت مدیره مجتمع ها رفته است.

بعد از ارائه لایحه بودجه ۹۷ توسط حسن روحانی به مجلس شورای اسلامی، پرژکتور افکار عمومی روی نهاد ها و بنیاد هایی با ظاهر یا مدعای فرهنگی افتاد که عملا بازده عمومی و ملموس نداشته اند و بعضا در این لایحه رشد چشمگیری و پر و پیمانی نسبت به قبل داشته اند و بعد از اعتراض های خیابانی ،نوبخت سخن گوی هیأت دولت گفت که اساس این اعتراضات لایحه بودجه نبوده است.

وقتی به عقبه نقدها از دولت در یک ماه گذشته نگاه کنیم نقاط مبهم پر رنگی زیر نور پرژکتور دیده می شود که رد پایش در اعتراضات دیده می شود و آن فرهنگی است که چند دایه بودن سهمش گم می شود. در حالی که انتقادات و اعتراضات مردمی به فرهنگ و بودجه فرهنگی نبود و کسی با بودجه فرهنگ و هنر به مفهوم جهانی آن مشکلی ندارد بلکه به بودجه با عنوان فرهنگ مشکل دارند.

به یاد آوریم که رئیس جمهوری هم به تازگی گفته است از ۳۶۰ هزار میلیارد تومان بودجه ۲۰۰ هزار میلیارد تومان عملا در اختیار دولت نیست.

وقتی این تناقض در تقسیم زیر بخشی حوزه فرهنگ را می بینیم، سربار بودن نماد ها و شاخص های فرهنگی ،هنری نمود پیدا می کند.

بدون نیاز به فرمول و تابع نویسی مبرهن و روشن است که این ۶درصد کاهش، به لاغری تئاتر و موسیقی و…بیشتر از این که هست ، منجر خواهد شد.

در انتخابات چربش آرا بعضا به واسطه نوع گارد گیری و واکنش کاندیدهای ریاست جمهوری حول چگونگی این هنرها معطوف شده بود، می توان سهم علاقمندان به بالندگی و تماشای این هنرها به ویژه حواشی ممانعت از اجرای کنسرت موسیقی را ، در سبد آرای حسن روحانی پیدا کرد.

دولت در پنج سال گذشته پرژکتورهای تبلیغاتی اش را روی اشتباهات دولت قبل انداخته است و مدام ارجاع پذیری مشکلات حول این نوع نگاه می چرخد و وقتی به نوع رفتار مدیریتی دولت در حمایت مالی برای بهبود لاغری مفرط فرهنگ و هنر برآمده از تحریم های قبل از برجام نگاه می کنیم. نه تنها اتفاق خوشایندی نیفتاده است، بلکه به جای پرداختن به اصل در حال باد زدن حواشی فرهنگ ،که افکار عمومی غالبا با چیستی آن ها رو در رو شده است.

به گفته دکتر سریع القلم اندیشه­ ها و رفتارهایی (Code of conduct) که اکثریت مطلق جامعه را به هم وصل کند بسیار ضعیف است و اتفاقا فرهنگ و هنر کلد کلید این قراردادهای اجتماعی است تا در کنار بهبود شرایط، تحقق شعارهای زیر بخش فرهنگ، راه کاری برای بهبود شرایط فنی حوزه فرهنگ اندیشیده شود.

ممیزی سخت گیرانه در حوزه نشر مثل مباحث پیش آمده برای کتاب محمود دولت آبادی، بلا تکلیفی گروه های تاتر شهرستان پس از استقرار گروه های نمایشی و حمایت زیر دو میلیون تومان در سال از آن ها در کنارسخت گیری های نه چندان لازم در حوزه اجرای کنسرت موسیقی، نبود متولی و جریان بخشی در حوزه شعر و داستان و…باعث سیاه چاله های فعالیت هنرمندان شده است که روز به روز در حال بزرگ شدن است.

به عبارت دیگر از سخنان آقای مطهری دو معنی متبادر می شود. یکی این که از بودجه هایی که به نام فرهنگ به دستگاه های غیر دولتی اعطا می شود کاسته می شود و دیگری این که بودجه واقعی فرهنگ را کم کنند. اگر منظور اولی است در راستای خواست عمومی است ولی اگر منظور دومی است باید تصریح کرد: فرهنگ، سربار نیست و به زندگی مادی شده معنی می دهد.

نظر دهید

برای نوشتن نظر اینجا کلیک کنید